خط خبر

نگاهی اجمالی به فرصت ها و موانع عرضه و بکار گیری پزشکی فرد محور در ایران (۱)

دکتر سعید رضا غفاری

پزشکی فرد محور واجد زیر ساخت های تکنولوژیک، پایه و کاربردیست. این رویکرد فرصت های جدیدی را برای بهبود سلامت فراهم کرده است. اما بکارگیری آن در کشور ما موانعی روبروست که اگر بر آن ها فایق شویم می توانیم از این فرصت طلایی برای بهبود سلامت مردم استفاده کنیم. توسعه آموزش در همه سطوح، تکمیل زیرساختها، تدوین و اصلاح قوانین و دستورالعل ها و بکار گیری تکنولوژی های فن آوری اطلاعات و.. از جمله این تدابیر است. این مقاله را بخوانید و نظر دهید…

در چند سال گذشته تحولات عمده ای در عرصه تکنولوژی های مرتبط با سلامت  اتفاق افتاده است. این تحولات منجر به آن شده است که شرایطی فراهم گردد تا با ترکیب هم افزایانه  در عرصه های مختلف علوم  پایه و بالینی پزشکی فرصت های بی سابقه برای بهبود سلامت انسان فراهم شود. به علاوه با هم افزونی علوم پزشکی با علوم پایه غیر پزشکی و مهندسی این فرصت باز هم بیشتر شده است. برای مثال ترکیب یافته های ژنومیک با  تکنولوژی های ارتباطی، فن آوری اطلاعات، بیوانفورماتیک و مدیریت اطلاعات و  تکنولوژی ها نوین و عرضه ابزارهای هوشمند نوظهور تلفن های موبایل و وسایل هوشمند پزشکی قابل حمل شخصی  امکان  ضبط تمام وقایع همچون  اطلاعات شخصی، محیطی و بالینی و همانند آن ها فراهم شده است.
کشورهایی که پیشقراول برنامه ریزی و بکارگیری پزشکی فرد محور در دنیا بوده اند سال هاست که در زمینه شناسائی و رفع موانع بکارگیری این تکنیک ها قدم هایی برداشته اند. این برنامه ریزی ها در حوزه قانون گزاری، تحقیقات، تهیه دستورالعمل های بالینی ، تجاری، صنعتی، آموزشی و.. بوده است.
برای اشنایی با فرصت ها و موانع بکار گیری تمام عیار و موثر پزشکی فرد محور و شخصی در پزشکی روزمره و نظام سلامت الزم است قدری به ابعاد این رویکرد جدید در پزشکی بپردازیم.
پزشکی شخصی و فرد محور در واقع رویکردی هدفمند و هوشمندانه به تشخیص و درمان بیمار یهاست به نحوی که بر پایه این واقعیت استوار باشد که چون همه افراد با یکدیگر متفاوتند، چون همه تفاوت ها زیاد یا کم است ، و به طور کلی چون بدن هر انسان دارای  ویژگی متفاوت با افراد دیگر است و واجد ژن ها و توانائی ها و محدودیت های مختلف است پس در زمان بیماری نیز نیازمند نگاه ویژه و درمان خاص خود است. هر انسان علاوه بر آن که از دیدگاه و خصوصیات ژنتیک با همه افراد دیگر متفاوت است به صورت کلی شرایط کاملا متفاوتی را نیز در مقایسه با بقیه تجربه کرده  است.

 

با توجه به توضیحا ت فوق برای آن که بتوانیم پزشکی فرد محور را به طریق واقعی و با روح کامل آن در کشور مستقر سازیم لازم است از حد اقل توانایی ها و امکانات زیر برخوردار باشیم و یا همه تلاش خود را در راستای تحقق آن ها بکار گیریم. یک نظام کارامد پزشکی فرد محور متشکل از نظام بهینه علوم پایه, فن آوری اطلاعات، ذخیره و انتقال داده ها، سخت افزار مناسب، نیروهای کارامد و دوره دیده، قوانین و ضوابط مناسب، نظام دارویی و بیمه ای موثر و به روز، آیین نامه ها و نظام نظارتی مناسب و موثر و شبکه های پیشرفته و پویای تحقیقاتی و بالینی و.. خواهد بود. برای این منظور حداقل و نه محدود به عناوین زیر لازم است اقدامات فوری و آجل صورت گیرد:

  1. نگاه کلان

نگاه فعلی  مدیران و برنامه ریزان بهداشتی و نظام سلامت و همچنین اساتید دانشگاهها در عرصه های بالینی و آموزش علوم پایه پزشکی که در حال حاضر عمدتا به صورت واکنشی و مبتنی بر درمان است باید به نگاه کنشی و پیشگیری اصلاح شود. این نگاه از سویی جامعه نگر است و از سویی نیزمبتنی بر پذیرش و شناخت تفاوت های افراد با یکدیگر خواهد بود. باید بپذیریم که افراد جامعه هر چند در بسیاری از ویژگی ها با یکدیگر یکسان هستند و لذا می توان برایشان برنامه یکسان طراحی کرد اما در بسیاری از ویژگی ها نیز با یکدیگر متفاوتند. متولیان بیمه و سیاست گزاران آن باید با نگاهی جامع این واقعیت را که با رویکرد شخصی و پیشگیری علاوه بر آن که به بیماران بیشتر کمک خواهند کرد خود نیز بیشتر منتفع خواهند شد. پزشکی فرد محور در ظاهر پر هزینه و در واقع صرفه جویی کلان خواهد بود.

۲٫ آموزش پزشکی و دانشگاه ها

برنامه ریزان آموزش پزشکی در کشور و نیز اساتید و محققین باید هر چه بیشتر خود را با واقعیت های علمی در دنیا آشنا سازند. باید از رویکرد معمول و قدیمی مبتنی بر شیوهای قدیمی دست بردارند. روش های جدید آموزش و تکنولوژی های نوین ارتباطی و دیجیتال را فرا گیرند و در ثبت اطلاعات و ارتباط با بیماران و گزارش و پس خوراند و… همه و همه باید هماهنگ با روش های جدید باشد. این روش ها باید در دانشگا هها آموزش داده شوند. دانشگده های پزشکی باید با سایر رشته های علوم پایه و مهندسی ارتباط ساختاری پیدا کنند. روش های جدید درمان مبتنی بر روش های ژنومیک و سلولی و ایمنی و فارماکوژنتیک و اونکولوژی های و… باید در زمره دروس عمده قرار گیرند. این دروس نباید محدود به علوم پایه و رشته های ژنتیک باشد. همه پزشکان بالینی از دوران و سال های اول تحصیل باید آموزش کافی در این زمینه داشته باشند. تا زمان فارغ التحصیلی بیش از نیمی از آموزش پزشکان بالینی باید علوم مرتبط با پزشکی فرد محور باشد و این علوم نه فقط به شکل نظری بلکه به شکل کاربردی باید آموزش داده شوند. پایان نامه های پزشکی در دوره های پایه و بالینی باید به عمدتا به کاربردهای پزشکی شخصی بپردازند.

بخش ها و گروه های علوم پایه بخصوص گروه های ژنتیک دانشگاه ها باید به شکلی تغییر یابند که بتوانند خود را با نیاز بیش از پیش رشته های بالینی هماهنگ کنند. باید تکنیک های به روز دنیا به صورت زنده و روز آمد در کشور فراهم باشد و آموزش گیرندگان ژنتیک باید از این آموزش ها برخوردار شوند. آموزش گیرندگان باید نه تنها با مفاهیم پایه و پیشرفته و کاربردی ژنتیک از دیدگاه نظری آشنا شوند باید بر تکنیک های روز دنیا مسلط شوند و نیز با اصطلاحات بالینی به خوبی آشنا شوند و در این زمینه آموزش مناسب توسط افراد صاحب صلاحیت مستند انجام گیرد.

۳٫ قوانین و ضوابط و آیین نامه ها

صاحب نظران باید سیاست  گزاران را از تحولات جدید در این عرصه مطلع سازند و نظام سلامت را برای این تحول بزرگ آماده کنند. این تحولات همه گیر و گسترده و همچنین عمیق خواهد بود این تحولات نیاز به نظام نظارتی دقیق و جامع دارد و در همه عرصه ها از نظام آموزش تا سیستم های نظارتی، کنترل کیفی، ارزیابی حرفه ای افراد و بازآموزی دانش آموختگان قدیمی خواهد بود. نظام نظارتی در پزشکی قانونی و وزارت بهداشت باید خود را با اندکاسیون های مبتنی بر برچسب ژنتیکی آماده کنند. دستورالعمل های بالینی و حرفه ای در صورتی که وجود دارند باید اصلاح شوند و آن ها که وجود ندارند باید بر پایه این واقعیت های جدید و توسط افراد آموزش دیده و آشنا با واقعیت های جدید فارماک.ژنتیکی و بیومارکرهای سلولی و ایمنی و.. نوشته شوند.

۴٫ نظام بیمه

محققین و صاحب نظران باید با ارائه شواهد کافی شرکت بیمه را مجاب نمایند که در صورتی که برای درمان یک بیماری روش های شخصی و فرد محور و هدفمند وجود دارد هزینه های آن را پرداخت نمایند. در این صورت هم بیماران و هم نظام سلامت از این موضوع بهره خواهند برد.

۵٫ صنعت داروسازی و نظام تجاری داروئی

صنعت دارو سازی کشور و نیز دست اندرکارادن اقتصادی فعال در این عرصه باید با پذیرش واقعیت های جدید خود را برای وضعیت نوین آماده کنند. و در تماس با دانشگاه و محققین و صاحب نران به تدریج خود را از روش های قدیمی دور کنند و بجای واردات شیوه های کهنه و مانده کشورهای دیگر متقاضی تکنیک های جدید و محصولات جدید و فن آوری های جدید باشند و همراه با واردات فن آوری مرتبط با آن را نیز به کشور وارد نمایند.

۶٫ دانشگاههای فنی و متخصصین فن آوری اطلاعات، بیوانفورماتیک و..

با توجه به نقش تعیین کننده تخصص های فوق متخصصین ذیربط در این قلمروها باید در ارتباط تنگاتنگ با متخصین علوم پزشکی نیاز ها را دریافته و هماهنگ با انها به ارئه نظام نرم تفزاری، سخت افزاری، شیوه های تحلیل و نگهداری و.. اطلاعات بپردازند.

۷٫ مشاوران ژنتیک و پزشکان بالینی

با ظهور تکنیک های جدید این مشاوران باید ضمن به روز رسانی اطلاعات خود از محدودیت ها و تواناییهای تکنیک ها و شیوه های جدید مطلع باشند و بیماران و خانواده ها را ازا این تغییرات مطلع سازند. این اطلاع رسانی عمومی منجر به افزایش سطح آگاهی و متعاقب آن درخواست بیماران و مطالبه رو ش های به روز می گردد.

این بحث ادامه دارد. از متخصصین محترم استدعا دارم به بحث بپیوندند